جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ

موفقیت - آموزشی - کامپیوتر- موبایل- روانشناسی - پزشکی- مذهبی- اطلاعات عمومی- جوک و لطیفه- همه چیز اینجا پیدا میشه


آموزشی - کامپیوتر- موبایل- روانشناسی - پزشکی- مذهبی- اطلاعات عمومی- جوک و لطیفه- همه چیز اینجا پیدا میشه
سلام قدماتو رو چشمام گذاشتی/خدائییش بی معرفتیه اگه نظر ندی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

جملاتی که افراد موفق هرگز نمی گویند

 

 

 

 

چرا بعضی افراد از بقیه موفق تر هستند؟

چرا بعضی افراد احساس موفق بودن می کنند و بعضی دیگر حس می کنند غرق در روزمرگی کاری شده اند؟ جواب در واژگان آنها نهفته است. درست است که واژگانی که شما بکار می برید به شدت به حالت روحی شما و دید شما به زندگی شخصی و حرفه ای بستگی دارد. در اینجا در مورد جملاتی صحبت می کنیم که افراد موفق هرگز در صحبت هایشان نمی گویند و دلایل آنها را نیز شرح داده ایم:


غیرممکنه!

جمله "این کار شدنی نیست" اصلاً در دی ان ای آنها وجود ندارد. افراد موفق می دانند که همیشه یک راه حل برای هر مشکلی وجود دارد. گاهی باید خلاق باشید، ولی اصلاً چنین چیزی وجود ندارد که کاری غیرممکن باشد. و وقتی یک هدف آنقدر بزرگ است که رسیدن به آن دشوار به نظر می رسد، آنها هدف را به تکه های کوچکتر تقسیم می کنند. آنها می دانند که با گام های کوچک می توان به قله بلندترین کوه ها دست پیدا کرد.

برام مهم نیست!

علاقه و اشتیاق در خون افراد موفق است. شما هیچ وقت نمی شنوید که افراد مبتکر بگویند "من از شغلم متنفرم!" یا "برام مهم نیست!" اگر شما اشتیاق و علاقه نداشته باشید هرگز نمی توانید بر مشکلات غلبه کنید و برای پیشرفت ریسک بپذیرید، ابتکار به خرج دهید و کسب و کار خود را گسترش دهید.

انقدر سوال نپرس!

افراد باهوش می دانند که چیزی به نام "سوال احمقانه" وجود ندارد. آنها می دانند که به محض اینکه جلوی کنجکاوی گرفته شود و دیگر سوالی پرسیده نشود، ابداع و نوآوری بنیادی پایان می یابد. بعضی از متمایزترین و منحصر بفرد ترین رهبران مانند استیو جابز و جیمز دایسون تیم های خود را تشویق می کردند که دائماً نحوه انجام کارها را زیر سوال ببرند و دانش قراردادی را به چالش بکشند. سوالات محبوب آنها این سه سوال بودند: "چرا؟" "چرا نه؟" "
چه می شد اگر؟"

چرا من باید این کارو انجام بدم؟

در هر کسب و کاری به خصوص در کسب و کارهای رو به رشد و توسعه، چندین و چند نفر باید چندین و چند کلاه به سر بگذارند. از آن مهمتر افرادی که داوطلبانه فاصله ها را شناسایی می کنند و خودشان این فواصل را پر می کنند اغلب آنهایی هستند که بیشتر شناخته می شوند و مسئولیت ها و تیم های خود را گسترش می دهند و در نهایت چیزی واقعاً شگفت انگیز می سازند. ولی جمله "این کار من نیست که انجامش بدم" جمله ای نیست که آنها بگویند.
من فکر نمی کنم درست باشه که نحوه انجام کارها رو تغییر بدیم

افراد موفق همیشه نحوه انجام کارها را به چالش می کشند. آنها روش های بهتر، سریعتر و مؤثرتر برای انجام وظایف و اجرای استراتژی های درست می یابند. آنها خودشان را به سمت حوزه هایی هل می دهند که شاید برایشان راحت نباشد، ولی در آن حوزه ها می توانند به رشد و ترقی ادامه دهند و به تیم های خود کمک کنند تا روی خط پیشرفت بمانند. آنها درک می کنند که این تغییر لازم و ضروری است و اینکه راحت و آسوده به مسیر قبلی ادامه دهند، آنها را به موفقیت ماندگار نمی رساند.

ممنون، ولی من نظر کسی رو نخواستم

برای آنکه فردی واقعاً موفق شود، باید از تجربه های جدید، ایده های نو و چشم اندازهای جدید استقبال کند. فرد همیشه باید نسبت به بازخورد و نظرات دیگران روی باز نشان دهد. افرادی که دائماً نسبت به بازخورد روی باز نشان می دهند نه تنها از سوی تیم ها و همکاران خود مورد احترام قرار می گیرند، بلکه شانس ارزشمندی برای نگاه کردن به خودشان از دیدگاه دیگران می یابند. هیچیک از ما کامل نیستیم و همیشه می توانیم از بازخوردهایی که می گیریم استفاده کنیم و رشد کنیم. در پایان روز باید خودتان باشید و شاید چیزهایی در شما وجود داشته باشد که بخواهید آنها را عوض کنید.

اگه شکست خوردیم چی؟
شکست بخشی از کسب و کار است. جیمز دایسون قبل از آنکه جاروبرقی بدون کیسه معروفش را اختراع کند، 5126 بار شکست خورد. توماس ادیسون قبل از اختراع لامپ 10000 بار شکست خورد. برای آنها شکست فقط پله محکم دیگری برای نزدیک شدن به هدف بود و راهنمایی ضروری دیگری بود تا بدانند که چه کاری را نباید انجام دهند. افراد موفق از شکست خوردن نمی ترسند. آنها می دانند که وقتی شکست می خورند فقط مسئله زمان مطرح است و این مانع از آن نمی شود که آنها دست از ابتکار و امتحان کردن چیزهای جدید بردارند.

من بهتر می دونم!

چیزی به نام مرد خودساخته وجود ندارد. پشت هر فرد موفقی یک تیم باهوش وجود دارد. موفقیت یک ورزش تیمی است. درست کردن یک تیم عالی بدان معناست که شما اعتراف می کنید که شما همه چیز را نمی دانید و از افرادی کمک می گیرید تا حفره های خالی دانش، تجربه و دیدگاه شما را پر کنند و به آنها اعتماد می کنید تا به شما در ساختن چیزی فوق العاده کمک کنند.

ولی این کار خیلی سخته

افرادی که در زندگی خود به بیشترین موفقیت دست می یابند هرگز در موقعیت های مهم راه آسان را نمی روند. آنها علاقه، پشتکار و جسارت شکل دادن به مسیری جدید را دارند. اول شدن و فتح مسیرهای نو هرگز آسان نبوده است. و گاهی شما باید از اشتباهات و موفقیت های دیگران درس بگیرید تا به شکل دهی به مسیر خودتان کمک کنید. ولی در پایان روز وقتی آن لحظه مهم و حیاتی می رسد که باید سرنوشت خود را بسازید، افراد موفق هرگز آسان ترین راه را انتخاب نمی کنند.



[ ۱۳٩۳/۳/۱۳ ] [ ۸:٥٩ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

 

زنی هنگام بیرون آمدن از خانه، سه پیرمرد با ریش های بلند و سفید را دید که جلوی در نشسته اند. گفت: شما را نمی شناسم؟ باید گرسنه باشید. لطفا بیایید تو و چیزی بخورید.آنان پرسیدند: آیا همسرت در خانه است؟ زن گفت: نه.
گفتند: پس ما نمی توانیم بیاییم.


غروب، وقتی مرد به خانه آمد، زنش برای او تعریف کرد که چه اتّفاقی افتاده است؟مرد گفت: برو به آنان بگو من خانه هستم و دعوتشان کن.
زن بیرون رفت و آنان را به خانه دعوت کرد. گفتند: ما نمی توانیم با همدیگر وارد خانه شویم.
زن پرسید: چرا؟

یکی از پیرمردها در حالی که به دوستانش اشاره می کرد،

گفت: اسم این ثروت است. این یکی موفّقیّت و اسم من هم عشق.

برو به همسرت بگو که فقط یکی از ما را برای حضور در خانه انتخاب کند.

زن رفت و آنچه را که اتفّاق افتاده بود، برای همسرش تعریف کرد.شوهر خوشحال شد و گفت: چه خوب! این یک موقعیت عالی است. ثروت را دعوت می کنیم. بگذار بیاید و خانه را لبریز کند.زن که با انتخاب شوهرش مخالف بود، گفت: عزیزم! چرا موفّقیّت را دعوت نکنیم؟

دختر خانواده که به حرف های آنان گوش می داد، نزدیک آمد و پیشنهاد داد: بهتر نیست عشق را دعوت کنیم تا خانه را از وجود خود پر کند؟شوهر به همسرش گفت: بگذار به حرف دخترمان گوش کنیم. برو و عشق را دعوت کن.زن بیرون رفت و به پیرمردها گفت: آن که نامش عشق است، بیاید و مهمان ما شود.در حالی که عشق قدم زنان به سوی خانه می رفت، دو پیرمرد دیگر هم دنبال او راه افتادند.زن با تعجّب به ثروت و موفّقیّت گفت: من فقط عشق را دعوت کردم. شما چرا می آیید؟ این بار پیرمردها با هم پاسخ دادند:

اگر شما ثروت یا موفّـقیِت را دعوت کرده بودید، دو تای دیگر بیرون می ماندند، اما شما عشق را دعوت کردید. هر کجا او برود، ما هم با او می رویم.

[ ۱۳٩۱/٥/٢٥ ] [ ٥:٥۱ ‎ق.ظ ] [ امیر ]

قدرت باور

باورها چه هستند؟باورها یک سری تفکرات هستند، که به زندگی معنا می بخشند. و  راهنمای ما در تنگنا ها و مشکلات می شوند. باورها ادراک ما از هستی را می سازند.

باور و اعتقاد شما فرمانده مغز شماست. و زمانی که فکر می کنید چیزی درست است، باور شما به مغز فرمان می دهد به دنبال حقایقی باشد که از اعتقادات شما پشتیبانی کند.

این بدان معناست که اگر شما باور داشته باشید که در زندگی موفق هستید اینگونه خواهد بود. اگر شادی، رفاه و سلامتی را باور داشته باشید نیمی از این رقابت را برده اید. و در این هنگام مغز شما بدنبال حقایقی می گردد که از اعتقادات شما پشتیبانی کند.

به عبارت دیگر باور و اعتقاد یکی از قوی ترین نیروهایی است که می توانید از آن برای رسیدن به برتری استفاده کنید.

بی تردید افرادی را که بوسیله باور خود توانمند شده اند و از موانع بزرگ گذشته اند دیده اید. علت موفقیت آنها باور عمیقی است که داشته اند. باورتان می تواند به شما کمک کند به منابع عمیقی که در درون شما وجود دارد دست پیدا کنید. و در نهایت به هدف مطلوب برسید.

شمشیر دو لبه

آیا از اعتقادات خود برای رسیدن به هدفتان استفاده می کنید؟ آیا تا به حال در مورد اثر روانی دارو ها شنیده اید؟ افراد زیادی از بیماری های سخت شفا پیدا کرده اند بدون اینکه دارو یا درمان معتبری داشته باشند. تحقیقات نشان داده است که اکثر پزشکان در سراسر دنیا برای بیمار دارو هایی را تجویز می کنند که فقط به بهبود شرایط جسمی اش کمک می کند. ولی برای بیماری درمانی محسوب نمی شود. خوب از این حرف ها نتیجه می گیریم که دارویی که به بیمار خورانده یا تزریق شده سبب بهبود او نشده است! پس علت اینکه این بیماران لباس عافیت به تن می کنند چیست؟ پاسخ ساده است ایمان و اعتقادی که بیمار به قدرت شفا بخش دارو دارد سبب بهبود او می شود! می بینید که باور انسان چقدر قدرتمند می تواند باشد.

 حال اگر باور های منفی را در زندگی روزمره خود راه دهید چه می شود؟ اگر فکر کنید شما نمی توانید به خوبی همکار یا رقیب خود باشید، پس اینگونه هم خواهد شد. آیا اگر دیگران را قوی تر از خود بدانید و خود را در برابر آنها ضعیف پندارید، اصلاً می توانید به موفقیت برسید؟ و افکاری مانند عقب بودن از دیگران کمکی به شما در زندگی خواهد کرد؟

یک حقیقت وجود دارد « آن چه بدست می آورید همان چیزی است که می پندارید. » حتی اگر در حرفه ای که به آن مشغول هستید بسیار ماهر باشید، اگر خود را ضعیف و ناتوان پندارید بی شک  شکست به سراغ شما خواهد آمد. چون مغز شما بدنبال اطلاعاتی می گردد تا از اعتقادات شما پشتیبانی کند. شاید این صحبت ها نسخه علمی قانون جاذبه باشد، قانونی که به ما می گوید:

« آن چه بدست می آورید همان چیزی است که به آن اعتقاد دارید. »

 

[ ۱۳۸٩/۱٢/۱٠ ] [ ٧:٢٤ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

 

رموز شادکامی برای دست‌یابی به بالاترین لذت زندگی

 

هدف زندگی برای خیلی از افراد، پر بودن حساب بانکی، داشتن بهترین خانه و جدیدترین اتومبیل نبوده، بلکه فقط خوشبختی‌ست.
 

بعضی از آدم‌ها ممکن است خوشبخت‌تر از دیگران به‌دنیا آمده باشند و بتوانند لذت زندگی را تمام و کمال ببرند اما برای برخی، دست‌یافتن به خوشبختی، چندان هم ساده نیست، یعنی برای آنان این‌طور برنامه‌ریزی نشده است. البته این‌هم مانند برنامه‌ریزی‌های دیگر، قابل تغییر است. شما می‌توانید با استفاده از نکاتی که در این مقاله برای‌تان عنوان می‌کنیم، برنامه‌ی زندگی‌تان را از نو بنویسید تا بالاترین درجه‌ی خوشبختی، از آنِ شما شود.

- اطراف‌تان را با افراد شاد و خوشبخت پرکنید:
اگر در کنار افراد عصبانی، افسرده و ناراحت باشید، این حالت به شما هم منتقل خواهد شد. کاری هم از دست شما ساخته نخواهد بود اما اگر در کنار افراد شاد و خوشحال باشید، شادی آنان به شما انتقال می‌یابد و عادات خوب‌شان را یاد گرفته و هم‌چون آنان به اتفاقات بد، واکنش نشان‌می‌دهید و خیلی زود، افکار و تأثیرات منفی از زندگی‌تان ریشه‌کن شده و افکار مثبت، جای آن را خواهد گرفت.
 

- قدردانی کنید:
سعی‌ نمایید هر روز، زمانی را به قدردانی و شکرگزاری اختصاص دهید. به این فکرکنید که باید بابت چه‌چیز و از چه کسانی قدردانی کنید.
 

- به راه‌حل فکر کنید:
به‌جای فکرکردن به مشکلات، به این‌ فکر کنید که چطور می‌توان آن‌ها را حل‌نمود. اگر بتوانید همیشه به یافتن راه‌حلی برای مشکلات فکر کنید و چنین طرز فکری را در خود رشد دهید، مطمئناً بسیار شادتر زندگی خواهید کرد.
 

- با دیگران ارتباط برقرار کنید:
تا جایی که می‌توانید، با کسانی‌که دوست‌شان دارید، وقت بگذرانید که می‌تواند یک تلفن‌ ساده یا یک ملاقات کوتاه باشد، با آنان گفت‌وگو کنید، کارهای‌تان را با هم انجام دهید و صمیمیت برقرار کنید.
 

- مسائل را بپذیرید:
ما قادر به عوض‌کردن و کنترل دنیا نیستیم؛ باید همه‌‌چیز را آن‌طور که هست، بپذیریم و سعی‌کنیم آن‌ها را درک‌نموده یا حتی دوست‌شان بداریم. خودتان را هم باید آن‌طور که هستید، بپذیرید و به خودتان اجازه دهید که فقط خودتان باشید، سعی‌کنید خودتان را درک نموده و دوست داشته باشید. با سایرین هم همین برخورد را داشته باشید.
 

- برای چشیدن طعم زندگی، وقت بگذارید:
به‌جای پریدن از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر و باعجله انجام‌دادن کارها، تصمیم‌بگیرید که هر روز کارهای کم‌تری را انجام دهید، قرار ملاقات‌های کم‌تری بگذارید و... آن‌گاه هر کاری را آرام‌تر، با تمرکز و راحتی بیش‌تری انجام داده و سعی‌کنید زمان «حال» را از دست ندهید و نهایت استفاده و لذت را از آن ببرید.
 

- به جزئیات دقت‌کنید:
برای نمونه، زمانی که احساس خوبی دارید، از هیچ‌چیز ناراحت نیستید، غذایی واقعاً خوشمزه را امتحان می‌کنید و به‌طور کلی، هر احساس مطبوع دیگری را تشخیص می‌دهید. دقت‌کردن به جزئیات ساده به شما کمک می‌کند تا روی زمان «حال» متمرکز شوید.
 

- به خودتان جایزه‌ دهید:
هر روز حتی چند دقیقه هم که شده، برای جایزه‌دادن به خودتان وقت بگذارید. این جایزه هر چیزی می‌تواند باشد؛ یک تکه شکلات، یک حمام گرم، یک چرت کوتاه و...
 

- این باید بگذرد:
وقتی اتفاق بدی می‌افتد و شما برای قبول آن مشکل دارید، با خودتان فکر کنید که این هم باید بگذرد و مطمئن باشید که آن اتفاق بد هم گذشته و شما جان سالم به در خواهید برد.
 

- بخشش کنید:
وقتی نسبت به دیگران بخشش‌می‌کنید، شادتر خواهید شد. همین امروز، این‌کار را امتحان‌کنید! مطمئن باشید که تفاوت شگرفی در زندگی‌تان حاصل خواهد شد.
 

- علایق‌تان را دنبال کنید:
اگر کاری را انجام دهید که واقعاً به آن علاقه دارید، مطمئناً شادتر خواهید بود. این، یکی از بهترین کارهایی‌ست که می‌توانید برای نزدیک‌شدن به احساس شادی و خوشبختی انجام دهید. اگر غیرممکن به‌نظر رسید، دلسرد نشوید. دیگران هم این کار را انجام داده‌اند، پس مطمئن باشید که شما هم می‌توانید.
 

- به دستاوردهای‌تان نگاهی بیندازید:
به‌جای این‌که به کارهای انجام‌نداده‌تان یا به کارهایی که در آن شکست‌خورده‌اید نگاه کنید، به کارهایی که با موفقیت به پایان رسانده‌اید، فکر کنید. خیلی وقت‌ها این کارها بسیار بیش‌تر از آن چیزی‌ست که خودمان فکر می‌کنیم.
 

- بخندید:
عمل ساده‌ی «خندیدن»، به‌تنهایی می‌تواند شما را شادتر کند. یک فیلم خنده‌دار نگاه کنید، لطیفه بگویید، کتاب‌های طنز بخوانید و تا می‌توانید، بخندید.
 

- بدانید که استحقاقش را دارید:
شما شایسته‌ی شادی و خوشبختی هستید. همین جمله‌ی ساده برای خیلی از افراد، اهمیت زیادی دارد چون تصور نمی‌کنند که واقعاً استحقاق شادبودن را داشته باشند. اگر احساس می‌کنید که شما نیز چنین تصوری از خود دارید، نخست باید بدانید که این تصور، نادرست است و شما لایق بالاترین شادی‌ها هستید.
 

- در کارتان غوطه‌ور شوید:
وضعیتی وجود دارد که در آن، شما خودتان را در کاری غرق نموده و دنیای اطراف‌تان را فراموش می‌کنید. این کار، موجب شادی و بازده بسیار بالایی خواهد شد.
 

- هدف داشته باشید:
داشتن هدف‌های زیاد، منجر به بیهودگی می‌شود. یک هدف برای خود انتخاب کنید و روی آن متمرکز شوید. سپس برای رسیدن به آن، تا می‌توانید تلاش کنید. رسیدن به هدف‌ها، موجب شادی و خوشبختی شما می‌شود.
 

- الهام بگیرید:
کتاب‌ها و مجلاتی که در مورد داستان‌های موفقیت‌آمیز مربوط به کاری که می‌خواهید انجام دهید را نوشته‌اند، مطالعه کنید. این‌کار به شما الهام و انرژی می‌دهد.
 

- جشن بگیرید:
زمانی‌که کار درستی انجام می‌دهید، کاری را به پایان می‌رسانید و احساس می‌کنید از نتیجه‌ی آن راضی هستید، به خود جایزه‌دهید و جشن بگیرید.
 

- برای انجام کارهایی که دوست‌دارید، وقت بگذارید:
با کم‌کردن برخی تعهدات که علاقه‌ی چندانی به انجام‌شان ندارید و جایگزین‌کردن آن‌ها با کارهایی که به انجام‌شان علاقه‌مندید، شادی را تجربه کنید.
 
- مهربانی کنید:
هر روز، سعی‌کنید به طریقی به اطرافیان‌تان مهربانی کنید. این مهربانی‌ها هر چند هم کوچک باشد، مانند بازکردن درب برای دیگران، لبخندزدن به آنان و... موجب شادشدن شما می‌شود.
 
- ورزش کنید:
یک پیاده‌روی کوتاه یا دو می‌تواند استرس شما را کاهش داده و روحیه‌تان را تقویت کند.
 
 
- افکار منفی را از بین ببرید:
افکارتان را تحت کنترل داشته باشید. وقتی به افکار منفی رسیدید، سعی‌کنید به‌جای آن، به چیزی خوب فکر کنید.
 

- حسادت، هیچ کمکی به شما نمی‌کند:
خیلی‌ها عادت دارند همیشه به افراد موفق و شاد حسادت ورزند. مطمئن باشید این‌کار، شما را به هیچ کجا نمی‌رساند. به‌جای حسادت‌ورزیدن، سعی‌کنید برای آنان خوشحال باشید. آن‌گاه روی خود و کارهای مثبت‌تان تمرکز کنید.
 

- یک چیز جدید یاد بگیرید:
خیلی از ما، از امتحان‌کردن کارهای جدید، واهمه داریم و وقتی چیزی را نمی‌دانیم، خیلی زود می‌پذیریم اما یادگرفتن مهارت‌های جدید یا اطلاعات تازه، یکی از لذت‌بخش‌ترین کارهایی‌ست که می‌توانید انجام دهید.
 

- به طبیعت روی‌آورید:
برای تماشای طلوع یا غروب خورشید بیرون بروید، آب را تماشا کنید، به آدم‌ها نگاه کنید و...
 
- بیش‌تر بخندید:
وقتی در یک موقعیت ناراحت‌کننده هستید، به اطراف‌تان نگاهی بیندازید، پوچ‌بودن آن را درک کنید و فقط بخندید.

[ ۱۳۸٩/٤/٧ ] [ ٦:٤٠ ‎ب.ظ ] [ امیر ]


گام1: فهرستی از موفقیت هایی را که تا کنون نصیبتان شده تهیه کنید .

گام2: هرچند وقت یک بار به میان طبیعت بروید و در محیطی سبز و سرشار از آرامش قدم بزنید .

گام3: در تعطیلات آخر هفته به تماشای کارتون های مورد علاقه تان بپردازید .

گام4: تلاش کنید همیشه مثبت بیندیشید .

گام5: به خاطر داشته باشید که هرگاه در کاری حیران و سرگردان می مانید ، در حال آموختن نکته ای جدید هستید .

گام6: در روز عشق «والنتاین» برای خودتان کارت تبریک بخرید.

گام7: هر چند وقت یک بار به یک مکان مقدس بروید و در خلوت با خداوند راز و نیاز کنید .

گام8: هر چند وقت یک بار به رستوران مورد علاقه تان بروید.

گام9: با کسی که از صمیم قلب دوستش دارید ، تلفنی صحبت کنید .

گام10: هر روز خود را در آینه نگاه کنید و از دیدن زیباییهای خود لذت ببرید و خداوند را سپاس گویید.

گام11: اهداف خود را بنویسید و هر روز آنها را بخوانید .

گام12: وسواس را از زندگی خود حذف کنید .و بدانید که با برداشتن این گام ، قادر به انجام هرکاری خواهید بود .

گام 13: لبخند را وسیله زینتی دائمی خود کنید.

گام14: تاخیر در انجام کارها ، بهتراز انجام ندادن آنهاست .

گام15: برای خودتان یک مشاور برگزینید و از راهنمایی های او استفاده کنید.

گام16: هنگام راه رفتن سر خود را بالا بگیرید ، و محکم راه بروید.

گام17: وقتی در کاری موفق می شوید ، با خریدن یک هدیه برای خودتان موفقیت تان را جشن بگیرید.

گام18: برای خودتان گل بخرید.

گام19: هروقت احساس تنش کردید ، به یک موسیقی کلاسیک ملایم گوش بدهید.

گام20: تکرار عبارات تاکیدی مثبت را به یاد داشته باشید .عباراتی مثل :
هر روز ، هر قدمی که برمی دارم ، بهتر و بهتر می شوم .
من این وضعیت را به عشق الهی می سپارم و به بهبود آن اطمینان کامل دارم .
نعمت های کائنات بی شمار هستند از این رو همواره احساس وفور نعمت کرده و می دانم که به تمامی خواسته های بر حق خود می رسم .
من کسانی را که در حقم بدی کرده اند می بخشم و آزاد می شوم.
من کاملا از خودم رضایت دارم و...

گام21: از کسانی که شما را مورد ستایش قرار می دهند تشکر کنید .

گام22: هر روز 10واژه جدید بیاموزید.

گام23: همواره خداوند را ستایش کنید و شکرگزار باشید .

گام24: قبول کنید که انسان جایزالخطا است و مهارت های جدید را بیاموزید.

و گام آخر:
هر روز به این جملات فکر کنید:
تا زمانی که خودتان نخواهید ، هیچ کس نمی تواند تحقیرتان کند.
خواه فکر کنید کاری را می توانید انجام دهید ، خواه فکر کنید که از انجام کاری ناتوان هستید ؛ همیشه حق با شماست .
عشق از آن جهت در ما به ودیعه گذاشته شده که آن را به دیگران ببخشید.
قلمرو خداوند ، درون ما انسان هاست .
هر کاری که دوست داری انجام بده ، پول خود به دنبال کار می آید.
به دنبال رستگاری و سعادت خودت باش
[ ۱۳۸۸/٦/۱۱ ] [ ۱۱:٥٥ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

 جادوی فکر بزرگ

موفقیت افراد بیش از آن که به میزان هوش آن ها بستگی داشته باشد به میزان تفکر آن ها بستگی دارد.

میزان پول در حساب های بانکی ، میزان خوشحالی و میزان خشنودی از زندگی ، به میزان تفکر شخصی بستگی دارد.

موفقیت خرجی بر نمی دارد . بلکه هر قدم که به پیش برداشته شود بهره ای نیز می بخشد.
اصول و قاعده ای که شالوده ی کتاب جادوی بزرگ اندیشی را تشکیل می دهد ، از منابع عالی و اصیل و نیز بهترین و بزرگترین مغزهای متفکری که تاکنون  برکره ی خاک زیسته اند برگرفته شده است.

بزرگانی مانند داوود نبی که گفت : 

 هر کس آن چیزی است که در ضمیر می پندارد ".

 

و یا امرسون که گفته است : 

 مردان بزرگ کسانی هستند که می دانند اندیشه ها بر جهان حکم می رانند ".

 

 متفکرینی چون میلتون که در بهشت گمشده نوشت :

  ذهن بر تخت خود نشسته است و می تواند در درون خود بهشتی ازجهنم و جهنمی ازبهشت برپا کند ".

 

و ادراک های محیّرالعقولی نظیر شکسپیرکه معتقد بود:

چیزی به نام خیر و شر وجود ندارد ، و این مفاهیم ساخته ذهن است ".

بزرگ بیندیشید تا بزرگ زندگی کنید. بزرگی زندگی در خوشحالی و کامیابی است. بزرگی در درآمد ، بزرگی در تعداد آشنایان و بزرگی در احترام.

وعده و وعید کافی است.

از همین حالا شروع کنید. کشف کنید که چگونه تفکر شما برایتان جادوگری  می کند. با این فکر از فیلسوف بزرگ دیزرائیلی آغاز کنید :  زندگی کوتاهتر ازآن است که دست کم گرفته شود .

 

به موفقیت خود ایمان داشته باشید:

موفقیت به معنی برخورداری ازبسیاری مواهب است؛ ازجمله : رفاه در زندگی ، خانه ی مناسب ، استفاده از تعطیلات . موفقیت یعنی کسب احترام ، بزرگی و عزت در محیط کار و در عرصه ی اجتماع.

موفقیت یعنی پیروزی.

موفقیت یا کامیابی هدف زندگی است.

با ایمان می توانید کوهی را جابه جا کنید . اگر ایمان داشته باشید که موفق می شوید ، حتماً موفق خواهید شد.

نیروی ایمان نه چیزی سحرانگیز است و نه اسرارآمیز.

ایمان به این شکل عمل می کند : اعتقاد به این که " من ازعهدهی این کار بر می آیم " ، قدرت ، مهارت و انرژی لازم را برای موفقیت در اختیارمان می گذارد . هرگاه باور داشته باشیم که می توانیم کاری انجام دهیم ، روش انجام دادن آن کارپیدا می شود.
کلید انجام کارها همیشه به سوی انسانی می آید که ایمان دارد می تواند کاری را به انجام برساند.

ایمان راسخ ، ذهن رابه سمت یافتن راه ها ، وسایل و چگونگی ها سوق می دهد. ایمان شما به توانستن ، اعتماد دیگران را نیز به سوی شما جلب می کند.
ایمان نیروی توانستن را به وجود می آورد.

به موفقیت خود ایمان داشته باشید و یقین بدانید که حتماً موفق خواهید شد.
بی اعتقادی یک نیروی مخرب است. فکری که ایمانش را از دست داده یا گرفتار شک شده است ، پی دلائلی می گردد تا دودلی خود را توجیه کند. مسبب بسیاری از شکست ها ، بی اعتقادی ، عدم اطمینان ، گرایش ناخودآگاه به شکست و نداشتن رغبت چندان به پیروزی است.
کافی است تردید به خود راه دهید تا شکست بخورید و به پیروزی بیندیشید تا موفق شوید.
احترام گذاشتن به چهره های پیشرو خوب است. همین طور آموختن از آن هاو مطالعه ی شخصیت و شیوه ی زندگیشان ؛ اما ستایش کردن ، هرگز! باور کنید پیشتر از آن ها هم می توان رفت ؛ بسی فراتر از آن ها . کسانی که خود را در رده ی دوم می بینند ، زندگی و کارشان نز در رده ی دوم باقی می ماند .

حال قضیه را از این جنبه ببینید : باورها ، شکل دهنده و تنظیم کننده ی رفتار انسان ها هستند. یک آدم میانه حال و متوس را در نظر آورد . او معتقد است که ارزش چندانی ندارد. بنابراین ، سهم اندکی هم نصیبش می شود. برآن است که از عهد ه ی انجام کارهای بزرگ بر نمی آید پس کار بزرگی هم انجام نمی دهد. معتقد است که شخص مهمی نیست ، و جای پای این احساس را در کلیه ی کارهای خود بر جای می گذارد. بی اعتقادی او به خودش ، در طرز صحبت کردن ، راه رفتن و سایر اعمالش نمود پیدا می کند . و ازآن جا که دیگران نیز همان جنبه هایی را در ما می بینند که ما در خود می بینیم ، او از نظر اطرافیانش هم می افتد.
حال به آن سمت دیگر ، به آدمی که حرکت رو به جلو دارد ، نظر می اندازیم . کسی که معتقد است بیش ازاین ها می ارزد ، سهم بیش تری می برد. او معتقد است که می تواند وظایف دشوارو سنگینی را بر عهده گیرد ، و می تواند . آن چه انجام می دهد ؛ رفتاری که اجازه می دهد مردم با او داشته باشند ، شخصیت ، افکار و نقطه نظرهایش همه و همه نمایانگر این حقیقتند که " آدم سنجیده ای است و برای خودش احترام قائل است " .
هر انسانی محصول افکار خویش است . باید بزرگ اندیش بود و باورهاو اندیشه ها را رو به رشد تنظیم کرد. با اعتقاد راخ به موفقیت ، موانع را به کناری زد ، باید بزرگ اندیشید و بزرگ شد.

به خود ایمان بیاورید تا اتفاقات خوب رخ دهد.

ذهن شما یک " کارگاه فکر " است . کارگاهی فعال که هر روز افکار فراوانی تولید می کند.

تولید در این کارگاه ذهنی ، تحت نظر دو نفر سرکارگر صورت می گیرد که یکی از آن ها را آقای کامیاب و دیگری را آقای ناکام می نامیم . آقای کامیاب در کار تولید ذهنیات مثبت است . تخصص او تولید دلایلی بر واجد صلاحیت بودن ، موفقیت و توانایی شماست .

سرکارگر دیگر، آقای ناکام ، افکار منفی و تحقیرآمیز می سازد . او در توجیه ناتوانی ها و نارسایی های شما خبره است . شعار تخصصی او " شکست می خورید " است.

هر دو این حضرات : آقای کامیاب و آقای ناکام بسیار فرمانبردارند . فوراً سر پست خود حاضر می شوند و به کوچکتریت اشاره ای به جنبش و فعالیت در می آ یند . هرگاه اشاره مثبت باشد ، آقای کامیاب قدم پیش می گذارد و مشغول کار می شود و هرگاه اشاره منفی باشد ، سروکله ی آقای ناکام پیدا می شود.

آقای کامیاب را تمام وقت به کار بگیرید . هر زمان فکری وارد ذهنتان می شود ، ازآقای کامیاب بخواهید به آن مشغول شود .او نشان می دهد که چگونه موفق خواهید شد.
قدم به درون بگذارید . دروازه های پیروزی گشاده تر از هر زمان دیگر است . از هم اکنون خود را در شمار افراد منتخبی قرار دهید که می خواهند ازروزگار کام ستانند .
این جا نخستین ایستگاه موفقیت است ، ولی ایستگاه مهمی است .

ایستگاه اول : ایمان داشتن به توانایی های خویش است . به موفقیت خود ایمان داشته باشید.

 

 

چگونه بر نیروی ایمان خود بیفزاییم :

در این جا سه روش برای تقویت نیروی ایمان آورده شده است :

الف : به پیروزی بیندیشید و هرگز به شکست فکر نکنید .

 ب : دائماً به خود گوشزد کنید که از آن چه تصور می کنید بهتر هستید .

پ : بزرگ اندیش باشید .

چقدر جالب است که انسان شکوفایی اعتماد به نفس ، نفوذ و موفقیت خود را از امروز تا فردا و از این ماه تا ماه بعد نظاره کند . در این دنیا هیچ چیز _ به راستی هیچ چیز رضایت بخش تر از آن نیست که بدانید در مسیر موقیت و سعادت گام بر می دارید و فتح هیچ قله ای لذت بخش تر از دستیابی به جواهر وجود انسانی نیست .

با عذر تراشی یا بیماری شکست پذیری مقابله کنید:

در مردم شناسی خود تعمق کنید ! در می یابید که افراد ناموفق از یک بیماری فکری که اندیشه های آنان را سرکوب می کند ، رنج می برند . ما نام " عذر تراشی " را بر این بیماری می کذاریم . همه ی افراد ناموفق نوع پیشرفته ی این بیماری و بیشتر افراد " متوسط " دست کم نوع خفیف آن را دارند.

بنابراین ، مرحله ی نخست در برنامه ای که به سوی موفقیت دارید ، آن است که خود را در برابرعذر تراشیی یا بیماری شکست پذیری واکسینه کنید .

بیماری شکست پذیر به شکل های گوناگون پدیدار می شود ، اما مخربترین انواع آن بهانه های فقدان تندرستی ، فقدان هوش ، فقدان سن مناسب ، و فقدان شانس و اقبال است .

 

 

 

 

چهار نوع ازرایجترین شکل های عذر تراشی :

 

الف :  ولی از سلامت کافی برخوردار نیستم ".

" ناخوشی " به هزار شکل مختلف به عنوان بهانه ای در توجیه ناتوانی در انجام خواسته ها ، ناتوانی در پذیرش مسئولیت های سنگین ، ناتوانی در کسب درآمد بیش تر و ناتوانی در موفقیت ، مورد استفاده قرار می گیرد . میلیون ها میلیون انسان ، گرفتار بیماری عذر تراشی هستند . ولی آیا معذورات آن ها در بیش تر موارد موجه است ؟ برای لحظه ای ، تمام دوستان موفق خود را در نظر آورید که می توانستند ازبیماری به عنوان بهانه ای اتفاده کنند اما این کار را نکردند .
دوستان پزشک و جراح من معتقدند که نمونه کاملی ازیک فرد سالم به هیچ وجه وجود ندارد . همه ی افراد از لحاظ تندرستی دچار مشکلی هستند . بسیاری از آن ها به طور کلی یا تا حدودی خود را تسلیم بهانه ی فقدان تندرستی می کنند ، اما انسان ها کمالگرا هرگز چنین کاری نمی کنند .

 

 

 چهار پیشنهاد برای شما که می خواهید با بهانه ی فقدان تندرستی مقابله کند


بهترین واکسن در برابر ابتلاء ، از چهار دارو تشکیل شده است :

1 : درباره ی بیماری خود صحبتی نکنید.

 2 : نگران سلامتی خود نباشید.

3 : خوشحال باشید که تا همین اندازه سالم و تندرست هتید .

4 : به خود بگوید :  فرسودگی بهتر از شکستگی است "

 

 

 

ب :  ولی برای موفق بودن باید با هوش بود " .

بیش تر ما آدم ها در ارتباط با مسأله ی هوش و استعداد دو اشتباه اساس مرتکب می شویم :

1 : هوش و استعداد خود را دست کم می گیریم .

2 : درباره ی هوش و استعداد دیگران اغراق می کنیم .

به دلیل این دو اشتباه ، بیش تر مردم توانایی های خود را چندان جدی نمی گیرند . آن ها توان رقابت بر سر فرصت های شغلی را از دست می دهند ؛ زیرا معتقدند آن کار " کله " می خواهد . غفل از آن که غریبه ای از راه می رسد که پروای هوش ندارد و کار را می رباید .

مسأله تعیین کننده ، میزان هوش نیست بلکه نحوه ی استفاده ای است که از هوش خود ، هر اندازه که باشد ، می کنید . نگرشی که نسبت به هوش خود دارید ، بسیار مهم تر ازمیزان هوش شماست . اجازه دهید این جمله را به دلیل اهمیت آن تکرار کنم : نگرشی که نسبت به هوش خود دارید ، بیار مهم تر از میزان هوش شماست .

سه راه برای از میان بردن بهانه های فقدان هوش :

1: هیچ وقت خودتان را کم هوش و دیگران را باهوش تصور نکنید .

2 : روزی چند بار به خود یادآوری کنید : " نگر های من مهم تر از هوش من است " .

3 : به یاد داشته باشید که توانای فکر کردن با ارزشتر ازتوانایی حفظ کردن اطلاعات است .

پ :  بی فایده است ، ... دیگر پیر شده ام ( یاهنوزخیلی جوانم )  .

حتماً از صدها نفر که در سنین محتلف هستند، شنیده اید که در توجیه کارآی نه چندان خوب خود در زندگی ، می گویند :  برای شروع کردن دیگر پیر شده ام

( یا خیلی جوانم ) . نمی توانم به دلیل محدودیت های سن خود ، کارهای مورد علاقه ام را شروع کنم " .

واقعاً عجیب و تأسف آور است که کم تر آدمی احاس می کند همگام با " سن واقعی " خودیش می رود. این بهانه ، هزاران انسان را از فرصت های حقیقی محروم کرده است . آنان تصور می کنند که سنشان مناسب نیست ، از این رو به خود زحمت آزمودن نیز نمی دهند .


چگونه با بهانه گیری های مربوط به سن برخود کنیم :

با درمان عذرتراشی های سن فرصت ها را که فکر می کردید برای همیشه از شما گرفته شده است ، به دست آورید .

 

به اختصار ، راه حل های عذرتراشی سن به قرار زیر است :

1 : به سن کنونی خود خوش بیناه نظر کنید .

2 : حساب کنید که برای سازندگی و فعالیت هنوز چه مقدار فرصت باقی است . به یاد داشته باشید که افراد سی ساله هنوز هشتاد درصد از زندگی فعالشان را پیش رو دارند . و پنجاه ساله ها هنوز چهل درصد یا بهترین چهل درصد ِ عمرشان را برای اتفاده از فرصت ها در اختیار دارند . زندگی در عمل طولانی تر از ان است که بیش تر مردم تصور می کنند !


3 : فرصت های آینده را به انجام کارهایی که واقعاً می خواهید انجام بدهید اختصاص دهید .

4 : آخر مورد من فرق دارد ، بدشانسی ولم نمی کند " .

 کم تر روزی است که نشنوید آدمی مشکل خود را به " بد " اقبالی و موفقیت دیگری را به " خوش " اقبالی نسبت نداده باشد .

با دو روش بر بهانه های فقدان شانس غلبه کنید :

الف : قانون علت و معلول را بپذیرید.

ب : خیال بافی نکنید .

موفقیت از طریق ضوابط و تسلط بر اصولی که آن را تضمین می کنند ، حاصل می شود . برای به دست آوردن ترفیع در کار ، موفقیت و سایر موهبت های زندگی ، روی شانس حساب نکنید . دادن چنین امتیازهایی در ردیف وظایف انس نیست . در عوض بر تقویت قابلیت هایی که موجب موفقیت شما می شود ، تمرکز کنید.

به خود اطمینان کنید و ترس را از میان ببرید :

از این دستورالعمل دو مرحله ای برای کسب اعتماد و برطرف کردن ترس خود استفاده کنید :

الف : ترس خود را مهار کنید . به چهارمیخش بکشید . دقیقاً مشخص کنید که از چه چیز هراس دارید .

ب : سپس دست به عمل بزنید . برای هر نوع ترس ، راه حلی وجود دارد .
به یاد داشته باید که دست روی دست گذاشتن فقط ترس را بزرگتر و هراس انگیزتر می کند . سریع اقدام کنید . مصمم باشید.

عدم اعتماد به نفس در بیش تر موارد به استفاده های غلط از حافظه ارتباط دارد.
در این جا دو مسأله ی خاص عنوان شده اند که با عمل به آن ها می توانید اعتماد به نفس خود را از طریق اداره ی صحیح بانک حافظه تان به دست آورید :


الف : فقط افکار مثبت را به بانک ذهنی خود بسپارید .

در بانک حافظه ی خود افکار مثبت بگذارید . این کار اعتماد به نفس شما را روزافزون می کند و در شما این احاس مطبوع را برمی انگیزد که " خیلی سر حال هستم ، و در ضمن ، به حفظ تندرستی شما کمک می کند " .

ب : فقط افکار مثبت را ازبانک ذهن خود برداشت کنید .

هیولاهای ذهنی نسازید . افکار ناخوشایند را از بانک حافظه ی خود بیرون آورید . هنگامی که تجربیاتی از هر نوع را به یاد می آورید ، روی قسمت های خوب آن تأکید کنید . خاطرات بد را فراموش کنید ، آن ها را دفن کنید . اگر متوجه شدید که دارید جنبه های منفی را مرور می کنید ، ذهن خود را به سوی دیگری منحرف کنید.

چرا آدم ها از یکدیگر وحشت دارند ؟ چرا بسیاری از افراد نسبت به دیگران حساسیت دارند ؟ علت کم رویی چیست ؟ برای رفع آن چه می توان کرد ؟

ترس از دیگر مردم ترس بزرگی ات ، ولی راهی برای غلبه کردن بر آن وجود دارد . اگر یاد بگیرید که درک درستی از مردم داشته باشید ، می توانید بر ترس خود از آن ها غلبه کنید .

 
در این جا دو راه برای یافتن درک صحیح از مردم ذکر شده است :

الف : نظرمتعادلی نسبت به مردم پیدا کنید.

این دو نکته را ضمن تماس با مردم در نظر داشته باشید : اول این که دیگگری آدم مهمی است. و بی شک آدم مهمی است ؛ چرا که هر انسانی مهم است . ولی به خاطر داشته باشید که شما هم مهم هستید . پس هنگامی که شخص دیگری را ملاقات می کنید ، این فکر را مد نظر داشته باشید ، " ما دو آدم مهم هستیم که نشسته ایم و راجع به منافع مشترک خود گفت و گو می کنیم " .

ب: نگرش عاقلانه ای اتخاذ کنید.

روراست عمل کردن ،وجدانتان را آسوده نگاه می دارد . و در شما اعتماد به نفس ایجاد می کند . وقتی کاری را که به بدی شهرت یافته است ، انجام می دهیم دو اتفاق منفی رخ می دهد :

 اول این که احساس گناه می کنیم و در نتیجه اعتماد به نفسمان را از بین می بریم و دیگر آن که مردم دیر یا زود متوجه خطای ما می شوند و از ما سلب اعتماد می کنند .


درتکار باشید و اعتماد به نفس خود را حفظ کنید این همان کمکی است که از فکر خود برای موفق شدن می گیرید. پس برای آن که اعتماد به نفس را در خودتان تقویت کنید، متهورانه عمل کنید.


این دستورات را با دقت بخوانید . سپس سعی کنید آن را تمرین کنید و اعتماد به نفس خود را
افزایش دهید.

الف: همیشه در ردیف های جلو بنشینید .

ب : نگاه کردن به چشمان دیگران را تمرین کنید.

پ : سرعت راه رفتنتان را بیست و پنج درصد تندتر کنید.

ت : بلند و جدی حرف زدن را تمرین کنید.

ث : خندان باشید.

نیروی خنده را به اختیار خود درآورید.

از این پنج دستورالعمل ، برای پیشبرد امور خود مدد بگیرید:

الف : اقدام ، ترس را از بین می برد . ترس خود را مهار کنید و سپس دست به اقدام مؤثر بزنید .

ب : ب و روز سعی کنید که فقط افکار مثبت را در بانک حافظه ی خود بگذارید.
پ : مردم را درست بشناسید.

ت : کارهایی را انجام دهید که وجدانتان می گوید درست است .

 

 

 

 

 

[ ۱۳۸۸/٢/٢۳ ] [ ٩:۱۳ ‎ق.ظ ] [ امیر ]

گفتند : شکست یعنی تو یک انسان در هم شکسته ای !

گفتم : نه ! شکست یعنی من هنوز موفق نشده ام .

گفتند : شکست یعنی تو هیچ کاری نکرده ای .

گفتم : نه ! شکست یعنی من هنوز چیزی یاد نگرفته ام .

گفتند : شکست یعنی تو حماقت کردی .

گفتم : نه ! شکست یعنی من به اندازه کافی جرات و جسارت داشتم .

گفتند : شکست یعنی تو دیگر به مقصود نمی رسی .

گفتم : نه ! شکست یعنی باید از راهی دیگر به سمت هدفمم حرکت کنم .

گفتند : شکست یعنی تو کوچک و نادان هستی .

گفتم : شکست یعنی من هنوز کامل نیستم .

گفتند : شکست یعنی تو زندگی و عمرت را بیهوده تلف کردی .

گفتم : نه ! شکست یعنی من بهانه ای برای شروع کردن دارم.

گفتند : شکست یعنی تو دیگر باید تسلیم شوی !

گفتم : نه ! شکست یعنی من باید بیشتر تلاش کنم

[ ۱۳۸۸/٢/۱٢ ] [ ٩:٤٧ ‎ق.ظ ] [ امیر ]

  بهاربیست                   www.bahar20.sub.ir

پدر: دوست دارم با دختری به انتخاب من ازدواج کنی
پسر: نه من دوست دارم همسرم را خودم انتخاب کنم
پدر: اما دختر مورد نظر من ، دختر بیل گیتس است
پسر: آهان اگر اینطور است ، قبول است

پدر به نزد بیل گیتس می رود و می گوید:

پدر: برای دخترت شوهری سراغ دارم
بیل گیتس: اما برای دختر من هنوز خیلی زود است که ازدواج کند
پدر: اما این مرد جوان قائم مقام مدیرعامل بانک جهانی است
بیل گیتس: اوه، که اینطور! در این صورت قبول است

بالاخره پدر به دیدار مدیرعامل بانک جهانی می رود
پدر: مرد جوانی برای سمت قائم مقام مدیرعامل سراغ دارم
مدیرعامل: اما من به اندازه کافی معاون دارم!
پدر: اما این مرد جوان داماد بیل گیتس است!
مدیرعامل: اوه، اگر اینطور است، باشد
و معامله به این ترتیب انجام می شود

نتیجه اخلاقی: حتی اگر چیزی نداشته باشید باز هم می توانید
چیزهایی بدست آورید. اما باید روش مثبتی برگزینید.

بهاربیست                   www.bahar20.sub.ir

[ ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ ] [ ٧:۱٠ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

بهاربیست                   www.bahar20.sub.ir

 

همه چیز به بهترین چیز تبدیل میشود .

اگر چیزی خوب پیش نمیرود ،

 

 به خاطر آن است که هنوز به پایان نرسیده اید.

بهاربیست                   www.bahar20.sub.ir

[ ۱۳۸٧/۱٢/۱٢ ] [ ٧:٠٤ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

* عشق و ثروت و موفقیت *

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.
به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری...

با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

[ ۱۳۸٧/۸/۱٠ ] [ ۱٢:٠٢ ‎ب.ظ ] [ امیر ]


گروهی از روانشناسان براین باورند که برای رسیدن به آنچه می‌خواهیم باید قبل از هرچیز، اعتقاد به پیروزی در دسترسی به هدف داشته ‌باشیم
اما آیا به واقع، این نگاه واقع‌گرایانه و دقیق است؟
آنان می‌گویند خواستن، اعتقادداشتن، رسیدن و دریافت‌کردن، سه مرحله ساده اما اساسی برای ایجاد آن چیزی است که خواسته‌اید؛ اگرچه مرحله دوم، یعنی اعتقاد داشتن به آن اتفاق مورد نظر، می‌تواند سخت‌ترین و مهمترین مرحله باشد.


چرا که وقتی شما موفق می‌شوید معتقدات خود را مدیریت کنید، درواقع زندگی‌تان را مدیریت کرده‌اید. این نوع نگاه اهمیت و نقش ذهنیت‌های مثبت را دردست‌یابی به هدف مطرح می‌کند[نقش تصویرهای ذهنی در زندگی]


به عبارتی ما باید با مدیریت اعتقادات خود، همه افکار، اظهارات، واژه‌هایی که بکار می‌بریم و عمل‌مان را -که قبلا با نوعی بی‌‌اعتقادی و عدم اطمینان همراه بود- به سوی اعتماد و اعتقاد به قدرت‌مان برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهیم سوق دهیم.

و دراین مسیرهرچه بیشتر راسخ و پایدارباشیم و اجازه ندهیم این بی‌اعتقادی‌ها و ذهنیت‌های منفی، آنچه می‌خواهیم را درهاله‌ای از ابهام و تاریکی فرو برده و پنهان سازد؛ قطعا درچارچوب شفاف‌سازی‌ها و روشن‌بینی‌ها، می‌توانیم مرحله عمده‌ای را برای رسیدن به هدف، پشت سرگذاریم.


اگر توجه کنید ارتباط قابل توجهی بین اساس بیشتر افکار، اظهارات و اعمال شما با میزان اعتقاد‌پذیری و قانون جاذبه وجود دارد که در نهایت جهت‌گیری آنها را سمت و سو می‌بخشد.


این اعتقاد‌پذیری به گونه‌ای است که هیچ شک و تردیدی را در بر ندارد و همچنین به مفهوم چشم‌پوشی از واقعیات جاری و ساری نیست. به عبارت دقیق‌تر، اعتقاد و ایمان به پیروزی، به طور قطعی و غیرمشروط است.


اعتقاد مقوله‌ای است که به دوراز تاثیرپذیری از سایرمسایل، بخصوص آنچه دردنیای خارج اتفاق می‌افتد ثابت و استوار در ذهن‌ها باقی می‌ماند و در عمل نمود می‌یابد.


اما به نظرمی‌رسد یک نکته مهم دراین دیدگاه مورد تاکید قرارنگرفته است؛ اینکه هر اعتقادی بنا به ماهیت، کیفیت و کمیتی که دارد، تلاش خاص خود را می‌طلبد تا به واقع، به ثمرنشیند. و هراعتقادی هراندازه هم که راسخ و جدی باشد اگربا تلاش لازم همراه نباشد به بارنخواهد نشست.

[ ۱۳۸٧/۸/٧ ] [ ٦:٥۸ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

هیچ چیز بیهوده تر از با جدیت و تلاش انجام دادن کاری نیست که اصلاً نباید انجام شود !

- همیشه به خاطر داشته باشید که تصمیم خودتان برای موفق شدن از هر چیز دیگر مهمتر است .

- سعی نکنید فقط انسانی موفق باشید ، سعی کنید انسانی با ارزش باشید .

- فرصت های کوچک همیشه مقدمه ای برای موفقیت های بزرگ است .

- برای موفق شدن باید اول باور کنیم که می توانیم .

- وارد مبارزاتی شوید که آنقدر بزرگ باشند که به حساب آیند و آنقدر کوچک باشند که بتوانید در آنها پیروز شوید .

 - دیر یا زود ، آنهائی برنده می شوند که به توانایی خود ایمان می آورند .

- فقط آنها که جرات شکست خوردن دارند ، موفق می شوند .

- بهای موفقیت ، کار و تلاش زیاد است . اگر شما بتوانید بهای آن را بپردازید ، در هر کاری موفق خواهید شد .

- موفقیت یعنی از شکستی به شکستی دیگر رفتن بدون اینکه شور و اشتیاق خود را از دست بدهیم .

- اکثر شکست ها نصیب کسانی شده است که نمی دانستند فاصله شان تا موفقیت چقدر نزدیک است و دست از کار کشیده اند .

[ ۱۳۸٧/٧/۱٤ ] [ ۱٢:٥٦ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

ک روز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود: «دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند اما پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.
این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را در ساعت ١٠ به سالن اجتماعات کشاند.
رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت.
همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»
کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.
آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جز خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.
زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.
مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.
خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آنها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. «تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»

[ ۱۳۸٧/٧/۱ ] [ ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود

 روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید .

 روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را

برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت

 و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که

 کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را

 شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که

بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط

نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد.

 مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:

امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم  !!!!!

وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها

 ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است.


حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان

 مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید

 

 

[ ۱۳۸٧/٦/۳۱ ] [ ۳:٠٥ ‎ب.ظ ] [ امیر ]

 اگر روزی نتوانی از عهدهء مشکلات برآیی
می تونی مطمئن باشی که تو در یک مسیر اشتباه قدم برداشتی.
سوامی ویووکانا

-سه جمله برای کسب موفقیت:
1-بیشتر از دیگران بدان.
2-بیشتر از دیگران کار کن.
3-کمتر از دیگران انتظار داشته باش .
ویلیام شکسپیر

-اگر تو برنده باشی نیازی به توضیح نداری
اما اگر شکست بخوری چیزی برای توضیح دادن نداری.
آدولف هیتلر

-در این دنیا خودت را با هیچ کس مقایسه نکن
اگر اینکار را بکنی خودت را خوار می شماری.
آلن استرایک

-اگر ما اشخاص را که می بینیم دوست نداشته باشیم
چطور می تونیم خدا رو که نمی بینیم دوست داشته باشیم .
مادر ترازا

-بردن به این معنی نیست که تو همیشه اول باشی
بردن به این معنی است که تو بهتر از قبلت باشی .
بونی بلایر

-من نخواهم گفت هزار بار شکست خودم
من خواهم گفت در حالیکه هزا راه شکست وجود داشت من کشف کردم .
توماس ادیسون

-هر شخصی به تغییر جهان فکر می کند
اما هیچ کس به تغییر خودش فکر نمی کند.
لئو تولستوی

-باور هر شخص خطرناک است
باور نکردنش خطرناکتر.
ابراهام لینکولن

-اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است
به این معنی است که هرگز برای راه تازه ای در زندگی سعی نکرده است.
انشتین

-هرگز چهار چیز را در زندگی نشکن:
اعتماد-قول-ارتباط-قلب
زیرا زمانیکه اینها شکسته بشند صدا ندارند ولی دردشان شدید است.
چالز

-اگر تو شروع به قضاوت مردم بکنی تو برای دوست داشتن آنها وقتی نخواهی داشت.
مادر ترازا

-بر این باور باش که عشق و دستاوردهای عظیم در بر گیرندهء مخاطرات بزرگی است.
دالای لاما

[ ۱۳۸٧/٥/۸ ] [ ۱٠:٢۳ ‎ق.ظ ] [ امیر ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

من خدا را دارم ، کوله بارم بر دوش ، سفری می باید ، سفری بی همراه ، گم شدن تا ته تنهایی محض ، سازکم با من گفت: هر کجا لرزیدی ،از سفر ترسیدی، تو بگو از ته دل ،من خدا را دارم ،من و سازم چندیست که فقط با اوییم
موضوعات وب
امکانات وب

کد آهنگ

.::Moriyaneh::.


  • قالب وبلاگ | قالب وبلاگ