زندگانی ام...

 

زندگانی ام ساکت است.

جز کار کردن و قدم زدن کار دیگری ندارم.

هوس دیدن مردم را ندارم.

و احساس می کنم که در انتظار چیز تازه و

غریبی هستم که بخش نا سوخته ی روحم را بسوزاند.

می خواهم بیشتر بنویسم اما نمی توانم.

کمی ملولم و سکوت سیاهی روحم را فرا گرفته است.

ای کاش می توانستم

/ 0 نظر / 18 بازدید